العلامة المجلسي

503

حياة القلوب ( فارسي )

حق تعالى ديدهء أو را روشن كرد وفرزندانش را به أو برگردانيد « 1 » . وباز روايت كرده است كه : چون عزيز امر كرد كه حضرت يوسف عليه السّلام را به زندان بردند ، حق تعالى علم تعبير خواب را به أو الهام نمود ، پس تعبير خوابهاى أهل زندان مىكرد ؛ چون آن دو جوان خوابهاى خود را به أو نقل كردند ، وتعبير خوابهاى ايشان نمود وگفت به آن جوانى كه گمان داشت أو نجات خواهد يافت كه : مرا ياد كن نزد پادشاه خود ، در اين حال متوجه جناب مقدس الهى نشد وپناه به درگاه أو نبرد ، پس حق تعالى وحى نمود به أو كه : كي نمود به تو آن خواب را كه ديدى ؟ يوسف عليه السّلام گفت : تو اى پروردگار من . فرمود : كي تو را محبوب گردانيد بسوى پدرت ؟ گفت : تو اى پروردگار من . فرمود : كي قافله را بسوى چاه فرستاد كه تو را از آن چاه بيرون آورند ؟ گفت : تو اى پروردگار من . فرمود : كي تو را تعليم نمود آن دعائي را كه خواندى وبه سبب آن از چاه نجات يا فتى ؟ گفت : تو اى پروردگار من . فرمود : كي زبان طفل را در گهواره گويا گردانيد تا عذر تو را بيان نمود ؟ گفت : تو اى پروردگار من . فرمود : كي علم تعبير خواب را به تو الهام نمود ؟ گفت : تو اى پروردگار من . فرمود كه : پس چگونه يارى بغير من جستى واز من يارى نطلبيدى وآرزو كردى از بنده‌اى از بندگان من كه تو را ياد كند نزد آفريده‌اى از آفريده‌هاى من كه در قبضهء قدرت من است وپناه بسوى من نياوردى ؟ اكنون به سبب اين در زندان بمان چندين سال .

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 352 ، ودر آن « يا من سدّ السماء بالهواء » ، وهمچنين است در تفسير برهان 2 / 268 ؛ ولى در تفسير عياشى 2 / 195 اين قسمت از دعا مطابق متن است وقسمتهاى ديگر دعا تفاوتهايى دارد .